زندگی هنری میکِل دلفانی
به گزارش وبلاگ خرید پستی، محمد اسدی سرچقایی - دلفان - خبرنگار: دوستانش او را میکل دلفانی صدا می زنند. رنگ را با عشق می آمیزد و روی بوم می ریزد.
کار نقاشی را زمانی که سن کمی داشت، آغاز به کار کرد و در میان راه از محضر اساتیدی چون علی لواحی، حسین فخیمی و عبدالرضا کوشکی بهره گرفت. روح الله بابایی، متولد 1362، در یک خانواده هنرمند زاده شده و رشد نموده است. این مجسمه ساز و نقاش دلفانی به کار خود عشق می ورزد و معتقد است حاصل کار همراه با عشق، فتح قله های دنیا است. او نقاشی می نماید ولی آن طور که خودش می گوید، بیشتر عاشق مجسمه سازی است. مجسمه فردوسی و شاهنامه او جزو 107 مجسمه برتر فیگوراتیو دنیا شد. از دیگر آثار فاخر این هنرمند می توان مجسمه پیغام عاشورا و مجسمه دا (مادر) را نام برد.
- چه زمانی وارد دنیای هنر شدید؟
از بدو تولدم مشق عشق می کردم چون در محیطی مملو از تابلوهای نقاشی و رنگ روغن متولد و بزرگ شدم. در آن ایام سعی می کردم به برادرانم که نقاش بودند، نزدیک تر شوم که شاید بتوانم از وسایلشان استفاده کنم. البته آنها هم با کمال میل وسایل باارزششان را در اختیار این کودک نوپا قرار می دادند، خصوصا برادر بزرگ ترم که حق زیادی به گردن من دارد. در نوجوانی، علاوه بر نقاشی، به گچکاری هم علاقه داشتم و توانستم به سرعت گچکار قابلی بشوم و این خود مقدمه ای برای آغاز کارهای هنری ام شد.
- چرا نقاشی و خصوصا مجسمه سازی را انتخاب کردید؟
من عاشق هنر و دیوانه رنگم. اما در همان سن کم هم دوست داشتم متفاوت باشم و رشته ای را انتخاب کنم که دیگر برادرانم کار ننموده بودند. اوایل به نقاشی عشق می ورزیدم. کار گچکاری را هم دوست داشتم. اما هرچه بیشتر جلو می رفتم، علاقه ام به مجسمه سازی بیشتر می شد. تا این که با مشورت خانواده ام تصمیم گرفتم مجسمه سازی را ادامه بدهم. در این جهت طولانی چه زجرها که نکشیدم و چه سختی ها که خانواده ام متحمل نشدند. ولی خب، لمس ابزار کار مجسمه سازی روحم را نوازش می دهد و تمام سختی ها را برایم آسان می نماید.
- چرا دوستانتان شما را میکل دلفانی صدا می زنند؟
میکل آنژ را که می شناسید؛ مجسمه ساز بزرگ ایتالیایی است. البته صدا زدن چون منی با نام میکل آنژ کار پسندیده ای نیست. حتی به شوخی هم راضی به این نیستم، اما چه کنم که رفقا لطف بی حدی به من دارند.
- از آثارتان بگویید و مجسمه ای که دنیای شد.
من کار نقاشی هم انجام می دهم، اما به مجسمه سازی علاقه بیشتری دارم. چندتا از کارهای مجسمه ام بیشتر معروف شده اند ازجمله مجسمه پیغام عاشورا که از تابلوی استاد فرشچیان الهام گرفته ام. مجسمه دا که به معنی مادر است و نشان شیفتگی ام به مقام والای مادر است و مجسمه فردوسی و شاهنامه که بین 107 اثر برگزیده فیگوراتیو دنیا نهاده شد.
- از مجسمه فردوسی و شاهنامه بیشتر بگویید.
زمانی که کار فردوسی را انجام می دادم، با هر قلم اشعار حکیم فردوسی را با خودم زمزمه می کردم. این مجسمه در واقع مجموعه ای است از چند داستان شاهنامه که سعی نموده ام آنها را در کنار هم بیاورم. شاید خودم هم باور نمی کردم روزی به این افتخار برسم که یکی از مجسمه هایم دنیای بگردد. البته در هر کار هنری باید قواعد کار را با عشق آغشته کرد، درست مثل مادری که فرزندش را آرام آرام در دامان پرمهرش بزرگ می نماید تا به بلوغ برسد. اگر کار با عشق همراه باشد، تعجبی ندارد که دنیای گردد.
- چه عواملی باعث شد این اثر شما به این صندلی برسد و دنیای گردد؟
به جرات می توانم بگویم این اثر حاصل سال ها کوشش و تمرین من در کار مجسمه سازی است. همان طور که گفتم، علاوه بر رعایت قواعد و قوانین، هر کاری باید با عشق آمیخته گردد تا نتیجه مطلوب به دست بیاید. برای انجام این کار مطالعات فراوانی انجام دادم و با اساتید زیادی مشورت کردم و در نهایت سعی کردم کار را به بهترین نحو ممکن به انتها برسانم که خدا را شکر، همان طور که انتظار داشتم به سرانجام رسید.
- برای ادامه کار هنری شهر دلفان را چگونه ارزیابی می کنید؟
بدون شک دلفان یکی از خاستگاه های هنر در دنیاست. آثار مفرغی بی نظیری که امروز زینت بخش موزه های بزرگ دنیاست، هزاران سال پیش به دست ساکنان همین خاک ساخته شده است. البته برای رسیدن به هر صندلیی شرایط باید مساعد باشد، اما به نظرم - بدون در نظر دریافت شرایط - می توان برای رسیدن به صندلی های بالا بیشتر کوشش کرد تا کمبود ناشی از نبود امکانات تا حد ممکن برطرف گردد. الان اگر گشت و گذاری در شهر داشته باشید و میان هنرمندان جست وجویی انجام دهید، خواهید دید کم نیستند جوانانی که کیفیت کارشان بسیار بالاست اما به خاطر مسائل فراوانی که دارند، در گمنامی به سر می برند. با وجود شرایط سخت و همه مسائل پیش رو معتقدم جوانان دلفانی قادرند بزرگ ترین قله های هنری را فتح نمایند.
- در کارهای هنری با شخص یا گروه خاصی همکاری می کنید؟
متاسفانه یکی از دغدغه های دوستان اهل هنر این است که در کشور عزیزمان خصوصا شهرهای کوچک کارهای گروهی به ندرت دیده می گردد. با وجود علاقه شدیدی که به همکاری با بچه های هنری دارم، تا به حال پیروز نشده ام و همه کارهایم را خودم به تنهایی انجام داده ام.
- چه سخنی با مسئولان دارید؟
من از مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد دلفان و بقیه مسئولان بابت زحماتی که برایم کشیده اند، تشکر می کنم. اما واقعیت این است که امکانات شهر ما بسیار اندک است و باید بیش از اینها به جوان ها بها داده گردد. درخواستی که از مسئولان محترم دارم، همان هاست که اهالی هنر دارند: رسیدگی به هنرمندان و مهیا کردن شرایط برای انجام فعالیت های هنری و رقابت هنرمندان. همچنین از آنها می خواهم که کوشش نمایند سواد هنری جامعه بالاتر برود.
- به جوانان چه توصیه ای می کنید؟
جوانان باید بدانند که رسیدن به هر جایی ممکن است و فاصله انسان از نرسیدن تا رسیدن به اندازه خودباوری است.
منبع: همشهری آنلاین